پیشرفت های ماه دوم
پسرک قشنگم
اول از همه دو ماهگیت مبارک نفسم
ماشالا ماشالا مامانی
میبینی پسرکم چه زود گذشت عزیز دلم؟پسر ظلای مامان توی این ماه پیشرفتای زیادی داشتی خدارو شکر
مهمترین پیشرفتت این بود که از اول ماه دوم وقتی با هات حرف میزدیم میخندیدی قربون خوش اخلاقم برم هرکی با هات حرف میزنه براش میخندی از خنده هات یک عالمه عکس دارم و مهمتر اینکه شروع کردی به آقون آقون گفتن این آخری ها وقتی باهات حرف میزنم مداوم آقون آقون میکنی نگاهات دقیق تر و کاملتر شده، به همه اشیاي خونه با دقت نگاه میکنی
به تزیین های روی یخچال مامن مهشید توجه زیادی میکنی
و برا شون میخندی مامان مهشید همه را داد بهمون که بیاریم بزاریم رو یخچال هر موقع گریه میکنی بابا میگه بیا بریم پیش رفیق هات
نمیتونم بگم خیلییی خوش اخلاقی چون اینجوری خالی بستم!
اما صبحا و کلا وقتایی که تازه از خواب بیدار میشی خیلی خوش اخلاقی و کلی برامون میخندی و آقا و آگا میگی
الهی مامان قربون اون لبای کوچولوت برهههه
پوشکتو که باز میکنم کلییی میخندی و لذت میبری
آویز بالای تختو خیلییی دوست داری،بیش تر روزا حدود نیم ساعت زیرش بودی و بهشون نگاه میکردی،بهشون میخندیدی و هی آقا آقا میکردی الهی دورت بگردم
درضمن سعیم میکردی دستاتو ببیری سمتشون اما زیااد موفق نبودی
ماشالات باشه گلم هنوز خیلی زوده مامانی
این ماه وقتی روی شکمت میخوابوندمت راحت دست و پاتو جمع میکردی و زور میزدی و کامل بالا میاوردی
میتونم بگم جلو هم میری
توی این هفته آخرم که دو بار وقتی بیدار بودی رفتیم بیرون،چراغای شهرداری رو با تعجب نگاه میکردی و انقدر دقت میکردی تا چشمای نازت خوابالو میشدن

از لالایی و کلا آواز خوندن ما خیلی خوشت میاد
وقتیم که تو بغلم میگیرمت و با آهنگی چیزی تکون میخورم آروم میگیری و حس میکنم بازم خوشت میاد
بیشتر موقع ها برات حسنی و گربه من نار ناریه را میخونم
از کلاه و کلا لباس زیاد خیلییییییییییییییییییییییی بدت میاد! و دوست نداری لباس بپوشی
اما هییییچ اشکالی نداره،هرچی تو بخوای هرجور تو بگی
باباتو خیلیی دوست داری
وقتی از سر کار میاد کلییی عاشقونه نگاش میکنی
باهمم کلی حرف میزنین!یه عالمه سر و صدای با مزه از خودت در میاری واسش!
امااااااااااااااااااااا منو ازون بیشتر دوست داری
تا بغل من نیای خوابت نمیبره
تا باهات حرف میزنم گل از گلت میشکفه و یه لبخند فوق العاده تحویلم میدی
الهی مامان پیش مرگت بشه همه کسم
از 15آبان برات پوشک شماره 2 بستم عشقم
ا
خوشگلم فقط ما موندیم این جیغای بنفشو از کجا یاد گرفتی!
البته بعد از 40روز گی خیلی بهتر شدی
هروقت اراده کنی یه اتفاقی بیافته چنتا ازین جیغا میزنی و مام تسلیم خواستت میشیم!عشق مامان،من گفتم پای حقت بایست و بگیرش اما نگفتم ماشالا قلدری کن که!
دوست دارم گلک نازدونه مامان
از خدا اول برای همه بچه های دنیا و بعدم برای تو نور چشمم آرزوی سلامتی و سعادت و خوشبختی دارم


پیشرفت های ماه دوم
